السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
378
تفسير الميزان ( فارسي )
كسى از آن خبردار نمىشود ، تا بر طبق آن شهادت دهد ) و آن عبارت است از پاكى و حيض و حاملگى . « 1 » و نيز در همان تفسير آمده كه امام ع در ذيل جمله * ( « وَلِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ » ) * فرمود : حق مردان بر زنان بيشتر است از حقى كه زنان بر مردان دارند . « 2 » مؤلف : اين مطلب با تساوى حقوق زن و مرد منافات ندارد ، به همان بيانى كه در ذيل جمله نامبرده گذشت . و در تفسير عياشى در ذيل آيه * ( « الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ ، أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ » ) * از ابى جعفر ع روايت آورده كه فرمود : خداى تعالى تا دو نوبت طلاق دادن زن را براى مرد جائز دانسته ، بار سوم كه او را به خانه آورد يا بايد به خوبى نگه دارد ، و يا به احسان او را تسريح و رها كند ، كه رها كردن به احسان ، همان طلاق سوم است . « 3 » و در تهذيب از ابى جعفر ع روايت شده كه فرمود : « طلاق سنت » اين است كه مردى همسرش را طلاق دهد ، البته در حالى كه زن در حال حيض نباشد ، و در آن پاكى با وى جماع هم نكرده باشد ، آن گاه به او رجوع نكند تا سه پاكىاش تمام شود ، وقتى سه دوره از پاكى او تمام شد ديگر رابطه اى بين آن دو نمىماند آن وقت همسرش يكى از مردانى خواهد بود كه اگر خواست از او خواستگارى كند ، و اگر پذيرفت مىتواند دوباره با وى ازدواج كند و اگر نخواست نمىكند و اما اگر خواست قبل از تمام شدن پاكىهايش به او رجوع كند ، دو نفر را بر رجوع خود شاهد گيرد و رجوع مىكند كه در اين صورت با اينكه طلاقش داده بود باز زن اوست . . . « 4 » و در كتاب فقيه از حسن بن فضال روايت آمده است كه گفت : من از حضرت رضا ع پرسيدم علت اين كه مرد بعد از طلاق سوم نمىتواند در عده رجوع كند ، چيست ؟ فرمود : خداى عز و جل براى دو نوبت اجازه طلاق به مردان داده ، و فرموده : * ( « الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ » ) * ، و منظور از « تسريح » ، طلاق سوم است ، كه بعد از آن ديگر نمىتواند با همسرش ازدواج كند ، براى اينكه نافرمانى خدا را كرده ، چون خداى تعالى طلاق را دوست نمىدارد و اگر ازدواج با همسر مطلقه را بعد از طلاق سوم تحريم كرده ، علتش
--> ( 1 ) تفسير قمى ، ج 1 ص 74 ( 2 ) مصدر مزبور ( 3 ) تفسير عياشى ، ج 1 ص 116 ( 4 ) تهذيب ، ج 8 ، ص 25